شناسه خبر: 66302 منتشر شده در مورخ: 1397/06/17 ساعت: 22:51 گروه: اجتماعی
برای شروع یک زندگی مشترک، می شود سخت گرفت تا کاخ آرزوها بنا شود، می شود هم جوری دیگر بود.

به گزارش یزدی نیوزچهار سال است که عقد کرده اند، جشن مفصلی گرفته اند و منتظرند شرایطشان جور شود تا با یک جشن مفصل دیگر زیریک سقف بروند. اما انگار روزگار سر سازگاری با آن ها ندارد. نداو حمید چهار سال پیش با کلی امید و آرزو ازدواج کردند آن ها در طول این چهارسال به دنبال ساختن خانه، گردآوردن جهیزیه مناسب و تدارکات برگزاری جشن عروسی خود بودند، اما این آرزوها به قیمت تحمل چهارسال دوری از هم تمام شد.

ندا که تازه لیسانسش را گرفته، می گوید: حمید یک خانه نیمه ساز دارد و یک سال دیگر کامل می شود و تا آن وقت جهیزیه من هم کامل جور می شود برای همین مجبوریم یک سال دیگر دور از هم تحمل کنیم.
حمید کارمند یک اداره دولتی هم می گوید چاره ای نداریم خانه و جهیزیه مناسب نداشته باشیم ندا ناراحت می شود حس می کند خوب تحویلش نگرفته ام. بعدش هم ما جلوی در و فامیل آبرو داریم.
به همین سادگی...+ تصاویر

تجمل بازی سدی برای ازدواج جوانان
   حکایت ندا و حمید حکایت خیلی از جوان های امروز است که قربانی چشم و همچشمی های اطرافیان شده اند.  فاطمه 25 ساله می گوید هرروز که میگذرد توقعات مردم بیشتر می شود مادروپدرها خودشان در گذشته به سادگی ازدواج کرده اند اما حالا به خاطر چشم و هم چشمی ها سخت می گیرند و به جوانها فکر نمی کنند جشن های عروسی حالا پراز تجملات است و تنها رسمی که هرروز پررنگ تر می شود جهیزیه چیدن است،رسمی برای نشان دادن وسایل کوچک و بزرگ عروس به میهمانان،جهیزیه هایی انواع و اقسام کالاها که هرچه برندهایش خارجی و گران قیمت تر باشد بیشتر برایش اهمیت قائل اند.
 
به همین سادگی...+ تصاویر

 احمد 33 ساله که به تازگی ازدواج کرده و همسرش را به خانه برده است می گوید من نمی دانم  تجملاتی مثل یک بوفه با ظروف نقره که این روزها مد شده و برسرزبانها افتاده، از کجا آمده؟  این تشریفات سدی برای ازدواج جوانان شده است. یک نفر هم نیست که بپرسد مگر برای شروع یک زندگی اینها لازم است؟
پیرهای امروز  وجوان های دیروز می گویند این تجمل گرایی تا بدین حد در دوران ازدواج آن ها نبوده است. حاج رضا می گوید من 67 سال دارم وقتی ازدواج کردم 20 سالم بود آن روزها خیلی راحت تر از الان می شد زن گرفت و زود هم سرخانه زندگی مان می رفتیم صحبت این همه تشریفات نبود اما الان هم سن ازدواج بالا رفته و هم برای خانه بردن عروس سخت می گیرند.
بی بی معصومه 65 ساله هم می گوید وقتی در 15 سالگی ازدواج کردم شوهرم دستم را گرفت و به یکی از اتاق های خانه بزرگ پدر شوهرم برد با هم زندگی می کردیم و کم کم مستقل شدیم و همه چیز به سامان شد.  از او می پرسم آیا از این که به خانه پدرشوهر می رفتی راضی بودی؟ جواب می دهد آن روزها این حرفها نبود عروس این همه ادعا و توقع نداشت همه فامیل دست به دست هم می دادند تا زندگی دختر و پسرهای جوان به سادگی شکل بگیرد و به خانه بخت بروند.
 
معضلی به نام جهیزیه خارجی  
نمایشگاههایی که خانواده ها این روزها در منزل عروس و داماد با چیدن جهیزیه ها برپامی کنند علاوه بر تجملات، پر است از کالاهای خارجی که گویا ارزش جهیزیه را بالامی برد. 
از لیلا که به قول خودش هفتاد درصد لوازمش خارجی بوده می پرسم چرا برای تهیه جهیزیه از کالاهای ایرانی استفاده نکرده است؟ در جواب به من می گوید خوب جنس خارجی هم بهتر است و هم کلاس بیشتری دارد.جنس ایرانی به درد نمی خورد.
در کلامش نوعی تحقیر ایران و ایرانی می بینم. نوع تفکر امثال لیلاها باعث شده تا  تولید کالاهای ایرانی کاهش یابد،  اشتغال کارگر خارجی پایدارتر و صدها کارگر ایرانی از کاربیکار شوند. با محمد هم صحبت می شوم کارگر یکی از کارخانه های تولید لوازم خانگی در  یزد که به علت عدم استقبال مردم از کالاهایش تعطیل شده است. محمد می گوید اگرکارخانه تعطیل نشده بود و بیکارنشده بودم تا حالا هم ازدواج کرده بودم وهم بچه داشتم اما الان به یک کارگر حمل اثاثیه تبدیل شده ام و درآمدی برای ازدواج ندارم.
به همین سادگی...+ تصاویر

 
می شود جوری دیگر بود... 
یک ماه پیش جشن عروسیشان بود، مریم و حسین زوجی که بعد از دوسال عقد تازه باهم زیریک سقف رفته اند در یک خانه معمولی اجاره ای که حدود 100 متر است. از حیاط کوچکشان وارد ساختمان می شوم خانه ای تمیز با وسایل نو یک نوعروس را می بینم.  
حسین برایم از طرحی می گوید که با آن طرح توانسته خیلی زود معضل جهیزیه را حل کند و همسرش را به خانه ببرد. می گوید خدا خیرشان بدهد اگر این طرح اجرا نشده بود ما حالا حالاها نمی توانستیم به خانه خودمان بیاییم اما با اجرای این طرح به همین سادگی طرف یک ماه زندگی مشترک را آغاز کردیم.
به همین سادگی...+ تصاویر

مریم هم با اشاره به این طرح می گوید: در این وضع گرانی کمتر کسی می تواند دخترش را شوهر دهد چون جهیزیه ها بسیارگران است وتوقعات خانواده ها زیادتر، اما ما برایمان ازدواج مهم بود.
به ناحیه مقاومت بسیج اردکان می روم جایی که طرح تامین جهیزیه ایرانی چندماه پیش در آن اجرا و با استقبال خوب مردم مواجه شده است.
به همین سادگی...+ تصاویر

فرمانده ناحیه مقاومت بسیج اردکان می گوید بسیج سازندگی ناحیه مقاومت سپاه اردکان برای ازدواج جوانان اقدام به تهیه 22 قلم کالای جهیزیه کرده که شامل اجاق گاز، یخچال، تلویزیون،سماور، ظروف آشپزخانه وچینی، پتو،قالی، ماشین لباسشویی،اتو،سرویس قاشق چنگال وجارو برقی می شود.
سرهنگ دهقانی می افزاید در این طرح دست واسطه ها از میان برداشته شده و کالاها با قیمت مناسب به طور مستقیم از کارخانه خریداری می شوند. 22 قلم کالا با قیمت 4 میلیون و 700 هزار تومان که با استقبال خوب مردم اردکان مواجه شده و در مرحله اول این طرح 47 نفر آن را خریداری کرده اند.
به گفته وی به زودی مرحله دوم ان اجرا می شود ومتقاضیان برای خرید جهیزیه ایرانی باید به ناحیه مقاومت بسیج اردکان مراجعه و ثبت نام کنند.
به همین سادگی...+ تصاویر

با دونفر از کسانی که از این طرح استقبال کرده اند صحبت می کنم.
علی می گوید من این جهیزیه را برای دخترم خریده ام، قیمت آن بسیار مناسب است و اصلا قابل مقایسه با بازار نیست به نظرم خرید جهیزیه خارجی و گران برای خانواده ها سخت است و باید این فرهنگ غلط از ذهن ها پاک شود.
سعیده می گوید شاید کمی کیفیت کالاها از بازار کمتر باشد اما برای شروع یک زندگی کافی ست من این جهیزیه را برای دخترم خریده ام وبرای ازدواج او به دامادم هم سخت نمی گیرم.
 
جهیزیه ایرانی و رشد اشتغال در کشور 
طرحی که با خرید کالای ایرانی برای تامین جهیزیه اجرا شده زمینه ی اشتغال و ازدواج جوانان زیادی را فراهم کرده است. کالاهایی که برای شروع یک زندگی لازم و ضروری هستند و هرچند برندهای خارجی را یدک نمی کشند اما کارگران زیادی را برسرکار نگه می دارند و دختران زیادی را به خانه بخت می فرستند. این کالاها که بسیج اردکان در حمایت از تولید داخل و ترویج فرهنگ مصرف کالای داخلی از کارخانجات داخلی تهیه می کند باعث شده تا این کارخانجات هم رونق پیدا کند. رضایی مدیر یکی از این کارخانجات می گوید ما با اجرای این طرح رکود در بازار فروشمان را برطرف کرده ایم درست است که سود کمی میگیریم اما از آن جا که استقبال از کالاهایمان زیاد است با تعداد زیاد فروش این مشکل را برطرف می کنیم. رضایی می گوید با اجرای این طرح کارخانه مان را که در مرز ورشکستگی بود از خطر نجات دادیم و حالا تعداد کارگرانمان را هم زیاد کرده ایم. 
به همین سادگی...+ تصاویر
 آن چه که جا ماند...

 راستی یادم رفت صحبت های حمید را تکمیل کنم. حمید به من گفت: برای کمک به همسرش برای تهیه جهیزیه خارجی ، ساخت یک خانه لوکس  و یک اتومبیل مدل بالا سیصد میلیون تومان وام بانکی با بهره بالا گرفته است. گفت نمی داند با فشار زیاد اقساط و بدهکاری ها برای چه می خواهد ازدواج کند؟ برای راحتی و خوشبختی یا شروع یک عمر بدهکاری و فشار و استرس؟
نویسنده : زهرا گنجعلی

 

 

منبع:خبرگزاری صداوسیما

 

google-buzz twitter digg facebook linkedin
کلید واژه
 
نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 0/1307 sec