شناسه خبر: 63553 منتشر شده در مورخ: 1397/01/28 ساعت: 12:12 گروه: میراث و گردشگری
علی اکبر قیومی ابرقویی:

توسعه گردشگری، بیم ها و امیدها

توسعه گردشگری، بیم ها و امیدها
غفلت از جوانب فرهنگی و هویتی و نگاه صرفاً اقتصادی و سرمایه سالارانه به بافت تاریخی، آسیب و آفت بزرگی است که هویت تاریخی و اصالت فرهنگی شهری چون یزد را تهدید می کند. به نظر می رسد این مخاطره مهم و شایسته اهمیت همراه با ثبت جهانی این شهر تاریخی (که بدون تردید بزرگ ترین رویداد فرهنگی و حتی اقتصادی استان یزد در سال گذشته به حساب می آید و شایسته است زحمات فعالان در این مسیر را سپاس گزار بود) صورتی آشکارتر و برجسته تر به خود گرفته است.

به گزارش یزدی نیوزواقعیت آن است که امروزه ما در بافت تاریخی شهر یزد همه چیز را به شکل دلار ($) می بینیم و شاهد رواج فرهنگ دلالی و سوداگری هستیم. هر کوی و برزنی را با انگیزه کسب درآمد مرمت می کنیم و نه با نیت کمک به احیای تاریخ و فرهنگ و هنر در این کهن شهر جهانی شده. جالب آنجاست که حتی اگر از معماری باشکوه سنتی این سامان نیز سخن گفته می شود، جذابیت های بصری آن برای جلب نظر سیاحان و نهایتاً کسب درآمد مورد نظر است نه ظرافت های فنی و یا بنیادهای فرهنگی حاکم بر معماری ایرانی. کار را در افراط گرایی به جایی رسانیده ایم که حتی عاشورا، به عنوان آیینی زنده، حیات بخش و مبتنی بر حقایق ناب توحیدی را نیز همچون فستیوالی افسانه ای و تماشایی که نظایری در دیگر جای ها دارد، برای جلب توجه گردشگران معرفی می کنیم. ظریفی می گفت برخی از سرمایه سالاران، اگر می توانستند مسجد جامع کبیر را هم به عنوان هتلی چند ستاره مورد بهره برداری قرار می دادند!!

 
- تب توریسم
جامعه ایرانی، جامعه ای اهل "افراط" و یا در حالت مقابل آن، "تفریط" است و به سرعت برانگیخته و "جو زده" می شود. در کشور هر روز درگیر نوعی از "تب تندروی" در حوزه های مختلف سیاسی یا اقتصادی هستیم و امروز، آشکارا دچار "تب توریسم" شده ایم. گمان باطل برخی بر آن است که صنعت گردشگری می تواند همه بار اقتصاد و اشتغال مملکت را به دوش کشد. آمارها و نماگرهای گردشگری در ایران را بدون ملاحظه جوانب سیاسی و اجتماعی، با ممالکی چون چین و ترکیه و امارات مقایسه می کنیم و در این "قیاس خام" اعداد و ارقام مبادلات تجاری یا تولیدات صنعتی آنها را در نظر نمی گیریم.
باری، امروزه در کشور ما گردشگری به عنوان خیر محض و حلال همه مشکلات اقتصادی معرفی می شود و کمتر کسی ایرادات و آسیب های این حوزه را یادآور می شود. جالب آنجاست که مخاطرات مترتب بر گردشگری، در بسیاری از کشورهای پیشرو و مجامع بین المللی و از جمله یونسکو مورد تحقیق و بررسی هایی عالمانه قرار گرفته است. (پاورقی: به مقاله ارزشمند دوست عزیز، آقای سید محمد رضا فقیهی بافقی با عنوان "چالشی در حرکت به سمت گردشگری مطلوب" که در شماره بیستم از نشریه "تدبیر آینده" به چاپ رسیده است مراجعه کنید.) رئیس دفتر منطقه ای یونسکو در ایران می گوید: "گردشگری مانند دیگر اشکال توسعه می تواند باعث بروز برخی از مشکلات همانند جا به جایی اجتماعی، ازدست رفتن میراث فرهنگی، وابستگی اقتصادی و فرسایش محیط زیست شود." (پاورقی، همان منبع، ص 82)
 به طور بسیار طبیعی گردشگری به ویژه در شکل انبوه یا "توده وار" (Mass Tourism) آن به عنوان زمینه ای برای توسعه اقتصادی، می تواند با آسیب ها یا تبعاتی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی همراه باشد که باید از قبل بدان اندیشیده و پرداخته شود تا ضمن بهره برداری از فرصت ها، تبعات منفی آن به حداقل ممکن کاهش یابد.
 
 
- گردشگری، مقابله یا مدیریت:
امیدوارم خوانندگان آگاه متوجه باشند که منظور از یادآوری مخاطرات مترتب بر توسعه گردشگری، "مقابله" با پیشرفت در این حوزه مهم فرهنگی و اقتصادی نیست بلکه منظور، اعمال "مدیریت" در این بخش و تأکید بر پیگیری روش هایی برای توسعه پایدار و دراز مدت همراه با صیانت از آن دسته بسترها و مبانی فرهنگی است که معماری فاخر این دیار در آن متولد شده و به شکوفایی رسیده است. باید دانست هنر و معماری، مولود فرهنگ و اندیشه است و اگر خسارتی متوجه مبانی فکری و فرهنگی گردد، بسیار طبیعی است که حوزه هنر و معماری را نیز متأثر خواهد ساخت. آری، لازم است از منظر حاکمیتی و با نگاهی فرهنگی و هویتی در حوزه گردشگری اعمال مدیریت نمود و نه آنکه اختیار این بخش را به سوداگران و سرمایه سالارانی سپرده که به دور از تعهدات اجتماعی، تنها به منافع زودگذر مالی خود می اندیشند.
اگر علاوه بر تاریخ یزد به آینده آن نیز علاقمندیم باید متوجه آسیب های ناشی از نگاه سرمایه سالاران به بافت ارزشمند و جهانی معماری تاریخی شهر یزد باشیم. اصولاً در حالی که اهل فرهنگ، ثبت جهانی یزد را مقدمه ای برای معرفی فرهنگ فاخر، معماری باشکوه و هنر یزد در ابعاد جهانی می دانند، سرمایه سالاران این رویداد را برابر سرازیر شده سیل گردشگر و کسب سود می نگرند. "ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا" (حافظ)
 
- اصالت فرهنگ را دریابیم.
استاد ارجمند و ارزشمند، جناب آقای دکتر محمدرضا اولیا در مقاله ای محکم و متین، بیم ها و امیدها را پس از ثبت جهانی بافت تاریخی یزد بررسی کرده است. (پاورقی: نشریه تدبیر و توسعه، شماره بیستم، صص 31-24) وی هشدار می دهد اگر در روزگاری نه چندان دور در دام "جهل مدرن" گرفتار شده و با تیشه و تبر، کمر به تخریب بافت بسته ایم، مبادا که اکنون نیز با ظاهری سنت گرایانه (و در باطن عمیقاً بیگانه از سنت معنوی دارالعباده) به نوعی "جهل پست مدرن" گرفتار شده و چه بسا با ژست روشنفکری و همگام با سرمایه سالاران و با دمیدن در سرنای جهانی شدن و کرنای کارآفرینی و اشتغال و از جاده ای دیگر، مسیر تخریب این امانت ارزشمند تاریخی را دنبال کنیم.     
اگر توسعه گردشگری یزد را بدون ملاحظه اصالت های فرهنگی این دیار دنبال کنیم، شهر را به "موزه ای مرده" و بی روح تبدیل خواهیم کرد. یزدی که دیگر برای یزدی ها، آشنا و خاطره انگیز نخواهد بود و اصولاً دیگر انسانی با مشخصات و ممیزات فرهنگی یک "یزدی" در این شهر پرورش نخواهد یافت. و این راهبرد کاملا برخلاف تصویر ما از جهانی شدن یزد است. در این حالت، ثبت جهانی بافت تاریخی یزد، مقدمه هضم شدن و رنگ باختن فرهنگ تاریخی یزد خواهد بود و نه معرفی و انعکاس آن در ابعاد بین المللی.
بار دیگر یادآوری و تأکید می کنم که از تعطیل توسعه گردشگری به بهانه پرداختن به اصالت های فرهنگی یزد سخن نمی گوییم بلکه معتقدم باید از منظری فرهنگی (و نه سوداگرانه) به توسعه گردشگری نگریست. ما از جمود و بازگشت به گذشته در سایه نپذیرفتن گردشگران صحبت نمی کنیم بلکه سخن ما بازتولید یزد فرهنگی و استقبال از آینده است. از این منظر، مسجد جامع کبیر یزد می تواند میزبان گردهمایی هایی با موضوع معماری مساجد و با میهمانانی از سراسر دنیا قرار گیرد. در این نوع نگاه، هیأت های یزد به عنوان نمونه هایی زنده، زیبا و زیبنده از آیین های ایمانی (و نه خرافات پوسیده و بی ارزش) می توانند از سوی علاقمندانی از دیگر شهرها و کشورها مورد بازدید و حتی الگو برداری قرار گیرند. برای توسعه گردشگری لازم نیست باغ روحنواز دولت آباد به بستنی فروشی و فست فود تبدیل شود. بلکه این گنجینه بی نظیر می تواند به دانشگاه معماری، مدیریت منابع آب و  باغ آرایی ایرانی تبدیل شود. خلاصه آنکه در راستای توسعه گردشگری باید یزد را به عنوان پایگاه انتشار دانش بومی به ویژه در حوزه معماری، آب و سازگاری با طبیعت خشک به جهانیان معرفی کرد و از این رهگذر ضمن کسب سود، امانت پیشینیان را حفظ نموده و حتی بر غنای آن افزود و نه آنکه چوب حراج بر حاصل هنر هزاران ساله مردم این دیار زد. و السلام  
 
منبع:یزدی نیوز
google-buzz twitter digg facebook linkedin
کلید واژه
 
نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 0/1188 sec