شناسه خبر: 50422 منتشر شده در مورخ: 1396/05/18 ساعت: 10:21 گروه: اجتماعی

 

دکترعلی اکبرجعفری ندوشن

استادیار رشته حقوق دانشگاه یزد

          امروز که نتایج اولیه کنکور سراسری آمد در صدر برگزیدگان این ماراتن بزرگ باز هم یزدی ها درخشیدند و از این که سهم قابل توجهی از نفرات نخست کنکور به همشهریان ما تعلق گرفت شور و شعفی در فضای مجازی برپا گردید و شادمانی و تبریک زیادی رد وبدل شد. البته که نمی توان خوشحالی خود را از این که شهر یزد از چنین بستر موفقیت آمیز آموزشی برخوردار است،پنهان داشت اما سوالی که بلافاصله به ذهن خطور می کند اینکه با رفتن این بچه ها به دانشگاههای معتبر تهران، چنددرصدشان به زادگاه و گاهواره آموزشی رام و آرامی که موجب دست یافتنشان به این مو فقیتها گردیده باز خواهند گشت؟ آیا یزد می تواند برای رشد و توسعه آینده خود درانتظار آنان بماند؟  و یا چون بسیاری از نخبگان این شهر که طی همه این سالها که یزد درخشش کنکوری داشته فقط زحمت پرورش و موفقیت اشان تا بدین جا با این شهر نجیب بوده و فصل ثمردهی و نتیجه بخشی این سرآمدان بیشتر در پایتخت کشور و یا کشورهای دیگر رقم خورده  است.مثالی دیگر بزنم لابد شنیده اید که گاهی می گویند تعداد زیادی از افرادی که در ناسا کار می کنند ایرانی اند نمی دانم باید به این افتخار کنیم یا حسرت بخوریم که اینها نبوغ و استعداد خود را صرف مملکت خود نمی کنند و عمر و سرمایه فکری اشان در جای دیگری مثمر می افتد.جوابی که می شنویم این است که اینجا امکانات نیست.

            با خود گفتم مگر زمانی که دکتر مجیبیان به یزد آمد،در این شهر امکانات بود؟ مگر او نمی توانست  در خارج از ایران و یا تهران مسکن گزیند و زندگی مطلوب خود را بسازد اما ظاهرا او خرق عادت کرد و به یزد آمد و امکانات را ایجاد کرد. امکاناتی که کم کم این شهر را قطب زنان و  زایمان و بعدها نیز مرکز ناباروری ایران نمود.

           همین یک درس و تجربه از او برای من و بسیاری از هم نسلانم کافی است که با کمترین ناملایمی  شهر و کشور خویش را ترک نکنیم و حاصل سالها دانش و تجربه اندوزی را که از حساب مردمان این شهر و کشور بدست آمده از همشهریان خود دریغ نداریم . چرا بایدشهری که دهه هاست بهترین های کنکور سراسری را تحویل این کشور می دهد امروز در کار مدیریت خود عاجز بماند و اینچنین پاشنه آشیل اداره آن، نیروی انسانی نخبه و کارآمد گردد.

         بی شک بخشی از توسعه متوازن این کشور و آبادانی شهرهای غیر پایتخت ایران به تعلق خاطر نخبگان به دیار آباء و اجدادی اشان و تلاش آنها در گشایش و رونق آن وابسته است . متأسفانه امروز شهر و استان یزد از حیث مدیران مجرب و  کارشناسان خبره با خلاء زیان باری روبروست و میان مایگی اکثرنیروی انسانی تصمیم گیر آن موجب شده تا چشم انداز توسعه آن نیز با تردیدهای جدی روبرو شود. بجز حوزه پزشکی که به طور نسبی از وضعیت نیروی انسانی بهتری برخوردار است و از همین رو نیز رونقی در فضای اقتصادی و اجتماعی استان پدید آورده در سایر حوزه ها که با مهاجرت و عدم بازگشت دانش آموختگان دانشگاههای معتبر و نخبگان مجرب روبرو بوده ایم روند رشد و توسعه با آهنگ کند و بطئی روبرو گشته است. از آنجا که بر اساس مهمترین نظریات توسعه، نیروی انسانی کارآمد ستون اصلی توسعه هر منطقه ای است و مانایی نیروی انسانی موثر در هر منطقه نیز منوط به تأمین مطلوبیت های است که بدون مشارکت خودشان قابل تأمین نیست. می توان بر اساس تجربه زندگی دکتر مجیبیان به موضوع مهاجرت نخبگان قدری جدی تر اندیشید. مرحوم دکتر مجیبیان نشان داد که می توان در یزد ماند و نقشی موثرتر از بسیاری از مهاجرت کنندگان بجا نهاد. چه بسا اگر نخبگان دیگری چون او می اندیشیدند و یزد را مطلوب خود می ساختند، امروز این شهر از حیث توسعه یافتگی و رونق تراز بالاتر ی می داشت. خروج نخبگان و ورود کارگران بی مهارتغیربومی، بافت جمعیت شهر را دگرگون ساخته و علاوه بر عوارض متعدد اجتماعی، حفظ تاریخ و تمدن این زیست بوم چند هزار ساله که مفتخر به عنوان « جهانی» شده است را با تردید روبرو می کند.

          یزد، طبیعت خشک و گرمی دارد و با بی آبی روبروست اما مزایای نسبی فراوانی هم دارد که با حضور نخبگانی همچون دکتر مجیبیان ظهور و بروز می یابد . در روزی که برای وداع با می رویم لختی هم به این تجربه موثر او در زندگی اش بیاندیشیم.

google-buzz twitter digg facebook linkedin
کلید واژه
 
نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 0/1981 sec