شناسه خبر: 11491 منتشر شده در مورخ: 1394/05/12 ساعت: 03:07 گروه: فرهنگی و هنری
"محمد فرخی یزدی" شاعر و روزنامه نگار یزدی در دوران مشروطیت ایران است؛ وی در دوران جوانی و میانسالی جزو حزب دموکرات یزد فعالیت سیاسی می نمود و در سال هزار و سیصد و هجده در زندان به طور عمدی مسموم و نهایتا به وسیله ی آمپول هوا کشته شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی یزدی نیوز "محمد فرخی یزدی" شاعر و روزنامه نگار یزدی در دوران مشروطیت ایران است؛ وی در دوران جوانی و میانسالی جزو حزب دموکرات یزد فعالیت سیاسی می نمود و در سال هزار و سیصد و هجده در زندان به طور عمدی مسموم و نهایتا به وسیله ی آمپول هوا کشته شد.

 در سریال کلاه پهلوی در قسمتی از بخش زندان این مجموعه یکی از شخصیت های داستان در زندان اشعاری را می خواند که متعلق به فرخی یزدی است و خود فرخی در سلول دیگری دوره حبسش را می گذارند. در این سکانس فرخی یزدی با گفتن " احسنت احسنت " به خواننده واکنش نشان می دهد.

این تصنیف زیبا را سالار عقیلی خوانده است.واژه های عاشاقانه

متن تصنیف اثر محمد فرخی یزدی

"شب چو در بستم و مست از می ‌نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا؟
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

منزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم
آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم

شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم

غرق خون بود و نمی م‍رد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم

دل که خونابه ی غم بود و جگر‌ گوشه ی درد
بر سر آتش جور‌ِ تو کبابش کردم

زندگی کردن من م‍ردن تدریجی بود
آن چه جان کند تنم عمر حسابش کردم"

google-buzz twitter digg facebook linkedin
کلید واژه
 
نظرات | 1 نظر
ناشناس
1394/05/12 - 03:08
بسیار عالی واقعا لذت بردم
rateup 2
 ratedown 0
captcha
Page Generated in 0/1449 sec